گفت‌و‌گوی خبری شاعر استاد

 

حاج حسین غفاری با

 

خبرگزاری ايران  ( Eikna)

 

     ..................................................                      

 

 

شعراي مذهبي، عاشورا را با زمان حال          

پيوند دهند  

گروه هنر: شعراي مذهبي بايد نهضت عاشورا را تبيين

كنند و ماجراي عاشورا را با زمان حال پيوند داده و كربلا

را از يك داستان اساطيري خارج كنند.

«حسين غفاري»، شاعر اردبيلي و عضو شوراي كنگره

شعر «عاشورايي» اردبيل، در گفت‌و‌گو با خبرگزاري

قرآني ايران (ايكنا) منطقه شمال‌غرب كشور، گفت:

شعراي شعر عاشوراي به بهترين وجه توانسته‌اند به

وظيفه خود عمل كنند و پرچم شعر آييني را در نهايت

سلامت احتزاز به دست شاعران معاصر بسپارند.

وي ادامه داد: ما در عصري زندگي مي‌كنيم كه نه عصر

تقيه است و نه شيعه تحت فشار است، بنابراين وقت آن

است كه شاعران نهضت عاشورا را تبيين كنند و ماجراي

عاشورا را با زمان حال پيوند دهند و با ارائه راهكارهاي

لازم نگذارند اين نهضت و جريان در لابه‌لاي صفحات تاريخ

دفن شود.

 

عضو شوراي كنگره شعر «عاشورايي» اردبيل در پاسخ

به اين سؤال كه آيا از ادبيات مدرن مي‌توان در

ادبيات

مذهبي كلاسيك بهره برد، اظهار كرد: مهم نيست

كه چه

كسي به چه زباني سخن مي‌گويد بلكه مهم اين

است

كه چه مي‌گويد و آيا دغدغه ديني دارد و فقر و

نابساماني جامعه روح او را مي‌خراشد و تبعيض و

ظلم و

فساد چه تأثيري بر روي او دارد و آيا در بحبوحه

مرگ

جامعه شخصيت خود را مطرح مي‌كند؟

 

مولف كتاب «صراط عاشورا»: 

در زمان حاضر در آيين عاشورايي امام حسين (ع) و كربلا

در اشعار معاصر فراموش شده و شاعران بيشتر از خود و

 

گرفتاري‌هاي خود سخن مي‌گويند و امام (ع) را وسيله‌اي

براي نجات ملت از گرفتاري‌هاي خود معرفي مي‌كنند. 

وي اضافه كرد: نحوه گويش نمي‌تواند برخاسته از نوع

انديشه باشد چرا كه گاهي نمي‌توان خيلي از حرف‌ها را

در قالب كلاسيك به سبب وجود قيودات و رعايت اوزان،

رديف و قافيه زد و در صورتي‌كه در قالب مدرن و شعر نو

باشد به راحتي مي‌شود با مخاطب ارتباط برقرار كرد.

 

مؤلف كتاب «صراط عاشورا» در ادامه با اشاره به اينكه

ماندگاري هنر و يا هر اثر ادبي به خاطر نوع سخن و

گويش نيست، گفت: آيا فكر مي‌كنيد آنچه باعث

ماندگاري كلام اميرالمؤمنين(ع) شده است، سجع و

رواني كلام ايشان بوده يا عمق و انديشه و فهواي كلام

باعث ماندگاري آن شده و يا سجع كلام قرآن باعث

ماندگاري و تأثيرگذاري آن شده است يا استدلال عميقي

كه در مفاهيم آن وجود دارد؟

 

اين شاعر آييني اردبيلي با بيان مثالي از شعر سعدي

شيرازي ادامه داد: بيتي از شعر سعدي شيرازي كه بر

سر در سازمان ملل حك شده، به خاطر روح كلام آن

است كه شعر را جاودانه كرده، بنابراين هركس به هر

زبان و به هر شيوه كه بخواهد سخن بگويد، براي

ماندگاري بايد سخنش از انديشه، عمق و محتوا برخوردار

باشد.

 

نويسنده كتاب مجموعه شعر «برات عاشورا» در ادامه

پرداختن شعراي مذهبي به متن و عمق مفاهيم ديني را

مورد اشاره قرار داد و اعلام كرد: در زمان حاضر در آيين

عاشورايي امام حسين(ع) و كربلا در اشعار معاصر

فراموش شده و شاعران بيشتر از خود و گرفتاري‌هاي

خود سخن مي‌گويند و امام(ع) را وسيله‌اي براي نجات

ملت از گرفتاري‌هاي خود معرفي مي‌كنند.

 

وي يك جامعه فرهيخته را جامعه‌اي متشكل از افكار

مختلف و حتي متضاد دانست و عنوان كرد: با وجود اين

بايد آرا و افكار مختلف به‌صورت نظريه و نه فتوا مطرح

شود و شاعر دغدغه‌ها و نظريات شخصي خود را وارد

مفاهيم ديني نكند كه اين امر در صورت وقوع، بزرگ‌ترين

آسيب را به اشعار آييني وارد مي‌كند.

 «حسين غفاری»: 

ما بايد از فكر، روش و منش امام (ع) استفاده كنيم و آن

را در زندگي خود به كار بريم تا سيره آن حضرت در رفتار

ما متجلي شود. 

حسين غفاري همچنين اظهار عشق و علاقه صرف و

بدون شناخت به امام حسين(ع) را مورد انتقاد قرارداد و

افزود: .

مؤلف كتاب شعر «شكوفه‌هاي فدك» با انتقاد از اينكه

گاهي بدون هيچ نظارتي نوشته‌ها درج و چاپ مي‌شود،

اظهار كرد: آنچه در جامعه چاپ و منتشر مي‌شود بايد

نظارت دقيق داشته باشد، چرا كه اين امر به‌صورت تزريق

و انتشار يك فكر، انديشه و عقيده است كه در جامعه

منتشر مي‌شود و ممكن است در صورت نبود نظارت

دقيق، افكار مسموم انتشار يابد و آسيب‌هاي

جبران‌ناپذيري بر آن وارد كند، البته اين به معناي سانسور

انديشه نيست.

عضو شوراي كنگره شعر «عاشورايی» اردبيل

فرهنگ‌سازي را يك مقوله بسيار مهم و حياتي در هر

جامعه خواند و خاطرنشان كرد: متوليان امر بايد در اين

راستا كوشش كنند و شاعران نيز براي حسين‌شناسي

به جامعه شعور دهند در جهت معرفي درست امام

حسين(ع) از هيچ تلاشي دريغ نكنند.


 

         

     

<<  يا زهرا (س)   >>

 

 

ما تشنه لبان عاشق تحصيل فنائيم سودا زدگانيم 

و خريدار بلائيم
       

در زير غم فقر كمر خم ننموديم  مغرور تراز كوه

مداوم سر پائيم
      

امضای رضايت به ستمكار نداديم  چون مثل علی

متحدان ضعفائيم
         
        
صد شكر كه از مال جهان هيچ نداريم صد حمد كه

از قيد زر و سيم رهائيم
          
          
 هرگز به طلا دست خود آلوده نكرديم ز آنروست  

كه ما ناب تر از شمش طلائيم


گفتند بترسيد از اين تيغ و از اين بند         گفتيم

كه ما وارث شاه شهدائيم

 


گفتند كه در محضر ما سجده نمائيد       گفتيم        

فقط بنده درگاه خدائيم

 


گفتند چرا رخت شما تيرو تار است          گفتيم      

كه در ماتم گل غرق عزائيم

 


گفتند نگوئيد چه كس فاطمه را كشت     گفتيم   

مگر ما ثمر تخم زنائيم

 


گفتند چرا اينهمه بي باك و دليريد         گفتيم        

كه ما هموطن قبر رضائيم
 

 

گفتند چو طاغوت خدايان زمينيم         گفتيم            

كه ماهم تبر كرب و بلائيم ........................  
                             
                

دست نوشته های استاد..................

بنام خداوند حى و دود عليم محيط غيوب و شهود

خدايى كه جز او نباشد كسى  سزاوار حمد و روكوع

و سجود............

 


اى كه دارى درسرت انديشه سوادى خون  سبز گردد

زندگى از جلوه ى حمراى                   

خون وحشتى دارى اگر ازخانه ى تاريك قبر  نور باران كن

مزار خويش با اهداى خون...................

 


امشب زمين مانند اقيانوس نور است امشب زمان در

التهاب يك حضور است

تا صبحدم بيدار مانم بايد امشب از خارها

هم بوى گل مى ايد امشب...........

 

 

بير مثل واردى گوزلدى ديورم سنده اشيت هر

كيمون كى گوزى  وارفكر ايلمه بينادى
  
آيورا بيلمسه كيم باطلى حقدن هرگاه٬ من بئله

فكر ايدورم گور سه ده نا بينادى...............           
  

                                                    

 از رفتنت دل بى قرار اى ماه غفران الوداع تا سال

ديگرگويمت با چشم گريان الوداع.........

 

 

اى بشر هموار بى تابى چرا  بار بسته كاروان خوابى چرا

راه طولانى و محشر در ره است فكر فردا كن عمرت

كوتاه است..............

 


حجت سبحان ولى الله اعظم يا على افتخار مكتب بر حق

قائم يا على از همان بذري كه در محراب كوفه كاشتى

لاله ها روئيده در ماه محرم يا على...............

 

 

اى دلبر افسونگر تو جانى و جانانى سبوحى وسبحانى

ممدوحى و منانى

هم شهد شكر ريزي هم شور نمك خيزى القصه     

نمی دانيم گه اينى و گه آنى..............
                            
                                         
 
شاهكار صنع خلقت نور جاويدان محمد  چلچراق پر فروغ

محفل عرفان محمد

لنگر فلك شرافت رهبر ملك شجاعت پاسدار جان نثار

قلعه ايمان محمد............

 

 
مدعى گفت كه صلح حسن از وحشت اوست گفتم

ای نا بخرد صلح پيام حسن است


 پس چرا گفت حسين ابن على كرد قيام  گفتم آن واقعه

تكميل قيام حسن است.................

 


 قورد ايلسه حمله سوريه دشت و دمنده چوباندا شرف

اولسا اگر خلقى هاراى لار


 چوباندا ولى اولماسا ناموس و شرافت ائل گله سينى

ائلدن اوزاخ قورد لارا پاى لار......................
 

 

 

در عرش خدا بنده ممدوح على بر امت حضرت نبى نوح

على  دل دار  على حيدر كرار  على ناموس على  شرف

على روح علی..................

 

 

هدف به خنجر كينه چو فرق حيدر شد عرض عزا بگرفت و

فسرده جوهر شدشكافت فرق عدالت مقابله كعبه ٬كعبه

گريست چشمه زمزم منا مكدر شد..................

 


خواهی كه بگويمت تر راه كجاست ٬اول بنگر كه نيم

شب ماه كجاست٬ يكبارنشان مزار زهرايم ده صد بار

بگويمت كه الله كجاست........................  

 

از قماش معرفت برتن دارد رضا پر تويى بر چهره از نور

خدا دارد رضا مكتب سرخش زعاشورا گرفتد رنگ خون٬هر

چه دارد از شهيد كربلا دارد رضا...................

 

 

خداى من تو سميع و بصير وتوانايى حيات و موت وقيام و

قنود ما توست گياه سر نزند بى اشاره تو زخاك كه سوز

و ساز و فراز و فرود ما با توست................

 

 

از ديار نينوا چون نى نوا آورده ام ارمغان پر بها از كربلا

آورده اماز گروهى جان به كف فرزانگان پاكبازچشم خونبار

شما را مرحبا آورده ام.................

 


دامن شب زكف مده عاشق هوشيار باش ٬كودك ساده

دل فقط ساده بخواب مى رود

آنكه شناخت خويش را وقت وفات گوئيا گوهر ناب معرفت

زير تراب مى رود..........................

 

 

 

نوك نيزه شد به كوفه شرق روى آفتاب ٬آفتابی تازه سر

زد روبروى آفتاب صد هزار افسوس خفاشان به سنگش

مى زنند همچو باران خون چكداز ابر موى آفتاب...........

 

 


اى حسين عاشق نا مى سلام اولسون سنه            

وى ايدن پاينده اسلامى سلام اولسون سنه

پرچم نصرومن الله تاپدى سندن اهتزاز يوخدى

سن تك جاهد نامى سلام اولسون سنه..................

 


نور خدا روح مجرد حسين زينت آغوش محمد حسين

هست تورا سخنى با حسين همره من باش بگو

ياحسين..................

 

 

اي پاره پاره پيكر جان يا حسين مظلوم سن سن شفيع

محشر جان يا حسين مظلوم...........

 


وارث ختم نبى باعث خلقتدى حسين طالب جنته مصباح

هدايتى حسين سوزى كانون فضيلت ئوزى كشتى

نجات متن عرفانيده سر حلقه وحدتدى حسين.........

 


ذبيح كوى حي اكبر فقيه عترت پيغمبر اكبر فنا دنياده اكبر

آدى چوخدى حسينون اوغلى تك الماز هر اكبر..............

 

 

آرزو دارم زنم بر شمع  دينم  پر بسوزم شعله ام خاموش

گر شد زير خاكستر بسوزم

آرزو دارم اگر روزي  بنا باشد بسوزم بوسه اى چون گل

بچينم از لب اصغر بسوزم......................

 


من شهيدى از تبار حيدرم  از ديار كربلايى ديگرم

سوختم تبعيضها زايل شوند بى كسان بر حق خود نايل

شوند.......................................

                          یازینب ...........

 

 

كيم عاشق اولسا گرك قلبى ياره گورسنسين

نه ياره بلكه گرك پاره پاره گورسنسين

طريق عشقيده ئولمك مقام اعظمدى

گرك صداقت عاشق نگاره گورسنسين

و گرنه مدعى چو خدور بو هرزه دنياده

هزار رنگه دوشر خوش قواره گورسنسين

كچن گجه يوخودا وصل ياره چاتمشيدم

اومنظره گوزومه كاش دوباره گورسنسين

ديديم جمالووه زلفون دوشوبدى پرده كيمين

الون فداسى الوم چك كناره گورسنسين

كمالون اولسا بويوردى جمالى بو شلارسان

دوز عاشق اول قره داش ماهپاره گورسنسين

ستون شمع وصاله يازوبديلار كى گرك

دوزعاشقين قناديندا شراره گورسنسين

دئديم دوزعاشقووم امرايله يانوم كول الوم

ثبوت عرضيمه تا بلكه چاره گورسنسين

بويوردى كيم يانان اولسا ئوزى يانوب آليشار

گوزتله مزاونا رمز و اشاره گورسنسين

خلاصه بو ايكى مصرع ايكى قولاقونده

گرك مثال ايكى گوشواره گورسنسين

ستاره اولماقا گورسون لياقتون يوخدى

بلوطدا اولما چكيل قوى ستاره گورسنسين ......