««« در مذمت دنيا پرشان »»»

 

دلا بگذر از اين دنيا که  اين دنيا بلا دارد

مخور ازميوه مکرش که زهري جانگزا دارد

هزاران دام گسترده که پايت رابدست آرد

مشو غافل که هر دامش هزاران مبتلا دارد

تو مرغ باغ رضواني چرا قدرت نمي داني

مطاع گرد نعلينت بها چون کيميا دارد

عنان نفس امّارت بده بر نفس لوّامت

که هر دردي دراين دنيا بجز مردن دوا دارد

بگير از دست محرومان که دستت را خدا گيرد

خوشا آنکس که دستي باز وقلبي باصفا دارد

کسي که رحم ورأفت برضعيفان رانمي داند

نمي دانم چرا پس خواهش رحم از خدا دارد

ازاين راهي که مي پويي نمي دانم چه مي جويي

وليکن واقفم اين ره سراسر ابتلا دارد

گل پژ مرده اي ديدم به گوش غنچه اي مي گفت

که اين سرمستي ات روزي خماري در قفا دارد

چسان آسوده دربستر به چشمش خواب مي آيد

کسي که مقتدايی چون علي المرتضا دارد

هرآن زاهد که سر بر سجده وسجاده مي خوابد

اگربي اعتنا باشد به محرومان خطا دارد

جنان جاوداني را به دنياي دني مفروش

که آن بي انتها باشد ولي اين انتها دارد

به پيري پارسا بودن اگر چه خوش بود اما

عبادت در زمان نوجواني مرحبا دارد

چراغي را مهيا کن براي قبر تاريکت

بترس از آن مکاني که فضايي غم فزا دارد

اگر طبعي روان دارد و گرخوشخوست ((غفاری))

تماماً از سر لطف شهيد کربلا دارد.....................

 

«« ياارحـم الـراحـمـيـن »»

 

اي بشر از عاقبت غافل مشو

غافل از آرامش ساحل مشو

چون علي رحم ومروت پيشه کن

ازسئوال روز حشر انديشه کن

دردصاحب درد را درمان توئي

جانشين حضرت سبحان توئي

فقرباانفاق تودرمان شود

سختي محروم ها آسان شود

گر رضايت نامه خواهي ازقدير

با محبت باش واز دستي بگير

قلب خود را صيقلي کن صاف کن

با برادر هاي خود انصاف کن

هر که دارد ميل جنت بر سرش

کي رود سائل پريشان ازدرش

اين سخن فرموده پيغمبر است

زآن سبب از هر سخن زيباتر است

گفت هرانسان که احسان مي دهد

درحقيقت دين راجان مي دهد

چون کند دستت کمک بر مرد و زن

دست ياري بخش خود را بوسه زن

چونکه دستت غم زدلها برده است

دست تو بردست يزدان خورده است

اي بشر همواره بي تابي چرا

باربسته کاروان،خوابي چرا

راه طولاني ومحشر در ره  است

فکرفردا کن که عمرت کوته است

گرمسلماني بگومستي چرا

ازيتيمان بي خبر هستي چرا

دست گيري از يتيم دلشکست

چون نماز وروزه و حج واجب است

گر يتيمي راعيادت کرده اي

حکم جنت راضمانت کرده اي

بي خبر از لذت ساحل مباش

ازيتيمان سعي کن غافل مباش

روح تو گر واله ومست خداست

همتي کن دست او دست خداست

حلقه اهريمني راپاره کن

محنت افتادگان راچاره کن

باشد اين پندم ترا حسن ختام

نيست افزونتر کلامي والسلام

با يتيمان مهربان باش اي حکم

بلکه فرزندت شود روزي يتيم......

 

«««مناجات ماه رمضان»»»

 

کسمه يارب اليمي گوشه دامانوندن

بي نصيب ايتمه مني سفره احسانوندن

باغليوبدور گوزيمي پرده نامرئي نفس

چيخميشام دايره اقدس فرمانوندن

ياجليلي قاپوا عبد ذليلوندي گلن

گلميشم قسمت آلام خرمن غفرانوندن

اعتراف ايليورم خبط وخطا ايلميشم

بند تکفيروي آچ بنده نادانوندن

سن ئوزون ايله هدايت مني سرمنزلوه

يوخسا آتش دو تارام آتش نيرانوندن

باده وصلوي ئوز عاشقوه ايله حلال

جام صبريم جالانوب سختي هجرانوندن

اي کرم صاحبي اکراموه من مستحقم

الي بوش قويما اولام معجزدرمانوندن

کيميا ايله مس قلبيمي زنگار دو توب

نور توک سينمي روشن ايله قرآنوندن

ماه غفرانيدي خاطيلره ماه رمضان

رقعه عفوي دريغ ايلمه مهمانوندن

ميهمانه بويوربسان کي گرک حرمت اولا

کسمه الطلافوي مهمان پويشانوندن

عمروين قرخ ايلي اولدي سپري غفاري

چکمه ال دامن رحماني رحمانوندن

بيرخانم فاطمه نون ويرمه الوندن اتگين

بيرده غفلت ايلمه ديده گريا نوندن........